تبليغاتX
قائم عرش
آن که نامش همه جا ورد زبان بود برفت

مرجع عالیقدر تقلید ایت الله محمد تقی بهجت به ملکوت اعلی پیوست

+ نوشته شده توسط mohamad abasi در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 14:51 |
در سالروز شهادت استاد مطهري دلم ميخواد يك خاطره از استاد كه سند مظلوميت  اين معلم بزرگ است را كه درجايي خوندم بنويسم.

یکی از همراهان شهید مطهری نقل می کردند که موقع محاکمه ی گودرزی از گروه فرقان در زندان اوین بازپرس از متهم سوال کرد:انگیزه ی شما از ترور مطهری چه بود؟ گودرزی جواب داد: در کتابی خواندم که وقتی زر و زور وتزویر در یک جا جمع شود جامعه را به سمت انحطاط سوق می دهد, مطهری مظهر تزویر و سرمایه داری بود. درهمین لحظه اشک از چشمان همسر شهید جاری شد و گفت: اقای بازپرس اجازه بدهید مطلبی را از این آقا سوال کنم .آقای گودرزی همسر من مظهر سرمایه داری بود؟ کجا بودید آن زمانی که او را از دانشکده ی الهیات و معارف بیرون راندند وشوهر من مطهری در حمام های عمومی کیسه کشی می کرد و خرج ما را می داد.علامه ی مطهری نماد زر وزور بود؟؟؟

+ نوشته شده توسط mohamad abasi در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:22 |
خيلي ها فكر ميكنند  امام با دكتر شريعتي مخالف بود,اما اين خاطره از اقاي دعايي چيز ديگري ثابت ميكنه واون نظر موشكافانه و دقيق پير جماران امام عزيزه.

 اقاي دعايي نقل ميكند: که  در دیداری با امام ایشآن فرمودند: "من از سه جهت متأسف (در مورد دکتر شریعتی)هستم: یکی عدم توفیقی که این مرد در جمع بین قشر جوان و مذهبی سنتی داشته. ای کاش تمام نیروی خودش را مصروف قشر جوان و تحصیل کرده نمی کرد و با یک درک واقع بینانه تری از مسایل مذهبی و اجتماعی تبلیغاتش را برای جمع این قشر جوان و سنتی دنبال می کرد!" دوم تأسف بردند: "از برخوردها و درگیری های تعصب آمیز که باعث شد خدمتش به نسل دانشگاهی توفیق کمتری داشته باشد"، سوم تأسف خوردند: "از کوتاه بودن عمر این مرد که اگر حیاتش طولانی می بود با تجربه گذشته اش می توانست راهش را بهتر ادامه دهد" ، و این مشاهدات من بود.

اگه دلتون خواست براي شادي روح همه ي كسايي كه براي اگاهي اين كشور زحمت كشيدند يك صلوات بفرستيد

+ نوشته شده توسط mohamad abasi در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:12 |
بازم حکایت جالب دیدم.حیفم امد شما نخونیدش.

با بردباری و کوشش قطعه آهن تبدیل به سوزن می شود

می گویند لی بای - شاعر بزرگ دوران پرشکوه و پرعظمت سلسله«تان»(قرن هفتم میلادی) - در دوران کودکی بسیار بازیگوش بود و در آموختن دروس كوشا نبود.به همین جهت پیشرفت چندانی نداشت .

زمانی تصمیم گرفت برای درس خواندن مدتی در خانه اش بماند اما از اینکه نتوانست درسهای خود را از حفظ کند،بی حوصله و بی قرار شد،کار را رها کرد و برای گردش و تفریح از خانه که در دهکده ای واقع بود بیرون آمد و در جاده باریک کوهستان به گردش پرداخت ناگهان نگاهش به پیرزنی در ساحل جوئی افتاد که قطعه آهنی را روی سنگی صاف مالش می داد.

لی بای از کار پیرزن متعجب شد،یک قدم جلو آمد و پرسید:مادر جان!چه چیز را می سائی؟پیرزن همچنانکه مشغول سائیدن بود در جوابش گفت:می خواهم این تکه آهن را باسائیدن به سوزنی مبدل سازم.

لی بای بیش از پیش متعجب شد و پرسید:چند وقت دیگراین قطعه آهن قطور با سائیده شدن به سوزن تبدیل می شود؟ پیرزن لبخند زنان گفت:پسر جان!اگر من هر روز بدون وقفه به سائیدن ادامه دهم،قطعی است که روز به روز این قطعه آهن درست و خشن باریکتر می شود و سزانجام به شکل سوزن در خواهد آمد.

لی بای از این پشتکار یکه خورد و احساس کرد از کلمات پیرزن حقیقت بسیار مهمی به گوش او فروشده است.برق آسا به خانه باز گشت کتابی را که از خواندن آن کسل و خسته شده بود برداشت و شروع به خواندن کرد و مطالب آن را با چندین بار خواندن از بر کرد و سرانجام موفق شد دروس خود را ابتدا قسمت و بعد از آغاز تا انجام از بر کند و سپس از راه مطالعه و آموختن و کوشش و دقت سرانجام لی بای دانشمند شد.

م.1 - مثل ، این معنی را می رساند که با کوشش و تلاش حتماً می توان کامیاب شد .

م.2 - براي يادگيري و آموزش بايد سخت پشتکار و دقت داشت .

م.3 - براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است : اول پشتكار ، دوم پشتكار ، سوم پشتكار
+ نوشته شده توسط mohamad abasi در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:0 |

۱ - از انتقاد بي‌جا، سرزنش مداوم و گله و شكايت بپرهيزيد.

  2 - در ارزيابي‌هاي خود صادق و بي‌ريا باشد

    3 - خواسته‌هاي ديگران را بفهميد.

 4 - همة مردم را دوست داشته باشيد

    5 - لبخند بزنيد

    6 - به خاطر داشته باشيد نام هر شخصي براي خود شخص زيباترين و پرمعني‌ترين نام است‌.
    7 - شنونده خوبي باشيد و درد دل مردم را بشنويد.

8 - در جهت علايق اطرافيانتان با آنها صحبت كنيد.

    9 - اين باور را به ديگران القا كنيد كه آنها را قبول داريد و در انجام اين كار نهايت صداقت را داشته باشيد.

+ نوشته شده توسط mohamad abasi در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:31 |