شاید این پیام برای گوشی خیلی ها اومده .اما گمونم یکباره دیگه ارزش خوندن داره.
سالها تاریخ شمسی گشت و گشت
شادمان شد تا شنید این سرگذشت
روز میلاد امام هشتم است
هشت هشت جمعه ی هشتاد وهشت
شاید این پیام برای گوشی خیلی ها اومده .اما گمونم یکباره دیگه ارزش خوندن داره.
سالها تاریخ شمسی گشت و گشت
شادمان شد تا شنید این سرگذشت
روز میلاد امام هشتم است
هشت هشت جمعه ی هشتاد وهشت
تولد هر چیز اغاز یک حقیقت جدیده.حتی اگه تو دنیا ی مجازی باشه. وقتی نوشتن این وبلاگ را شروع کردم هیچ وقت فکر نمیکردم که برام انقدر جدی باشه که یکسال ادامه اش بدم.اما این اتفاق افتاد و ghaemarash یکساله شد.تو این مدت تو هر ماه تقریبا دو سه تا مطلب جدید مینوشتم البته بعضی هاش اقتباس از وبلاگای دیگه بود اما با اجازه از اون وبلاگ و با حفظ منبع مطلب. وبعضی هام نوشته خودم بود.اما بد وخوب این وبلاگ هنوزم زنده است. وانرا زنده نگه میدارم .
در اخر از همه کسایی که تو این مدت به من لطف داشتند وبا نظراشون منو راهنمایی کردند تشکر وقدردانی میکنم.( محمد عباسی)
- کم کم غروب ماه خدا ديده مي شود
صد حيف ازين بساط که برچيده مي شود
در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکسي ست که بخشيده مي شود
عيد شما مبارک
- فرازهايي از دعاي وداع امام سجاد-ع با ماه رمضان:
بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و اي عيد اولياي خدا...
بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها...
بدرود اي ياريگر ما که در برابر شيطان ياريمان دادي...
بدرود اي که هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
* التماس دعا*
- خداحافظ اي ماه غفران و رحمت
خداحافظ اي ماه عشق و عبادت
خداحافظ اي ماه نزديکي بر آرزوها
خداحافظ اي ماه مهماني حق تعالي
خداحافظ اي دوريت سخت و جانکاه
خداحافظ اي بهترين ماه الله
- خديا! خروج از ماه مبارک را براي ما مقارن با خروج از تمامي گناهان قرار بده.. آمين
| راز ثروتمند شدن یک زن! |
|
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد. منبع: عصر ایران به نقل از آی طنز |
شب قدر
بسم الله الرحمن الرحیم v انا انزلناه فی لیلة القدر v و ما ادراک ما لیلة القدر v لیلة القدر خیر من الف شهر v تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر v سلام هی حتی مطلع الفجر
به نام خداوند بخشایشگر مهربان v ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم v و تو چه میدانی شب قدر چیست؟! v شب قدر بهتر از هزار ماه است v فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان هر امری را نازل میکنند v شبی است سرشار از سلامت تا طلوع سپیده. (قرآن کریم، سوره قدر)

من اکنون احساس می کنم ،
بر تل خاکستری از همه ی آتش ها و امیدها و خواستن هایم ،
تنها مانده ام.
و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم .
و اعماق آسمان را می نگرم .
و خود را می نگرم .
و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ ،
این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است ،
و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر ،
که " تو این جا چه می کنی ؟ "
امروز به خودم گفتم :
من احساس می کنم ،
که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد .
همین و همین.
" معلم شهید انقلاب
دکتر علی شریعتی مزینانی"
میلاد امام عصر و الزمان(عج) مبارک باد
مهدي جان!اي همه بهار زيبايي!
تو مطلوب خدا و مقصود انبيا و محبوب اوليايي.
کدام عاشقي است که حضور معطر تو را در لحظه هاي جاري زمان احساس نکند ؟
ما تورا بر بال ملائک و گلبرگهاي نيلوفر وترانه ديده ايم.
سلام بر برکت دستانت که مي تواند رزق هزاران سفره خالي را مهيّا کند !
سلام بر استواري قدم هايت که مي تواند صراط مستقيم را به ما بنماياند!
اي عزيز زهرا! اکنون نيز لحظه لحظه اميدوار به نگاه باراني و جلوه نوراني توايم

يا صاحب الزمان(عج)يا مهدي ادرکني
آيد آن روز که خاک سر کويش باشم
ترک جان کرده وآشفته رويش باشم
ساغر روح فزا از کف لطفش گيرم
غافلاز هر دو جهان ، بسته مويش باشم
سر نهم بوسه زنان بز قدمش تا دم مرگ
مست تا صبح قيامت ز سبويش باشم
يوسفم گر نزند برسربالينم سر
همچو يعقوب ، دل آشفته مويش باشم
امروز سیزده مرداد ۸۸ است.یعنی به همین زودی یک سال از سفرم به سرزمین پیامبر گذشته.یعنی دارم یکساله میشم.اخه میگن بعد از اعمال حج انسان یکبار دیگه متولد میشه....
اماخدا میدونه که تو این یک سال چقدر گناه کردم.تو این یک سال چند بار نماز صبحم قضا شده.تو این یک سال چقدر دروغ گفتم.تو این یک سال چقدر غیبت کردم... خدایا ان روز زیر ناودان طلا ی خونه ات به ات قول دادم که بدی هام دیگه ازبین ببرم اما خودت که میدونی... به خودمم که قول داده بودم این دستایی که حجر الاسود را لمس کرده دیگه گناه نکنه...این پا هایی که طواف خونه خدارو کرده دیگه طرف گناه نره...این چشمایی که بقیع را دیده دیگه تصویری جز خدا نبینه...این گوشایی که صدای اذان پیامبر و تو مسجد النبی شنیده دیگه چیزی درباره ی حرفای دیگه گوش نده..این زبانی که ذکر اللهم لبیک را گفته... دیگه چیزای دیگه نگه...اما من به کدوم قولم وفا کردم.
به همین زودی یکسال گذشت و منم یک کوله بری از گناه...وخدایا خودت کمکم کن
چند وقتی بود که به خاطر امتحانای دانشگاه مشغول بودم و امروز بعد از یک ماه می خوام چند خطی بنویسم.
تو این مدت خیلی اتفاقها افتاد.مثل انتخابات ریاست جمهوری.شیوع انفولونزای خوکی ویک عالمه خبر دیگه...اما قضیه انتخابات کمی فرق داشت انتخاباتی که از همه لحاظ بی نظیر بود.خیلی ها مثل من بعد از صحبت های اقا فهمیدند که اصلح دکتر احمدی نژاد و دکتر دوباره شد ریس جمهور وبعدشم قضایا یی که هممون میدونیم.اما من هرگز از رای دادن به دکتر پشیمون نشدم تا اینکه قضیه اقای مشایی پیش امد ...همه فکر می کردند بزرگترین وبرجسته ترین صفات اقای احمدی ولایت مداری باشه.اما مثل اینکه در این قضیه باید شک کرد.حتی نامه رهبری بعد از سه روز ترتیب اثر داده شد وبعدشم اقای مشایی شد رییس دفتر ریاست جمهور.
اقای دکتر احمدی نژاد اینو بخاطر داشته باش که ریاست شما تا وقتی مور تایید است که ییرو فرماشات ولایت باشی و اگرغیر از این باشد.... اقای دکتر شما مورد احترام ملتید تا زمانی پیرو ولایت باشید